من دیه‌گو مارادونا هستم

من دیه‌گو مارادونا هستم

این فیلم داستان یک اختلاف خانوادگی میان دو خواهر یکی از طبقه بالای شهر و دیگری از پایین‌شهر است. مهشید، دخترخاله‌ی متعلق به پایین‌شه، از بابک، پسرخاله متمول خود که ساکن آلمان است، درخواست ازدواج می‌کند و بابک نیز می‌پذیرد. حال که بابک به ایران برگشته، اختلاف‌نظر در خصوص ادامه‌ی ازدواج این دو نفر، موجب مشاجره و منازعه بین خانواده‌ی این دو خواهر می‌شود که درنهایت منجر به...

مشاهده فیلم

گلوگاه شیطان

گلوگاه شیطان

عده‌ای برای به دست آوردن شیء باارزش و گم‌شده در دل جانوری مخوف، نزد شخصی می‌روند و از آن کمک می‌خواهند و در این راه با خطرات فراوانی روبرو می‌شوند و…

مشاهده فیلم

خیابان بیست و چهارم

خیابان بیست و چهارم

در این فیلم «فرشید کیانی» یک «سایکوپات سادیستیک» جنون آدمکشی دارد. «شیرین» که از همسر اولش دختری به نام «نازنین» دارد به عقد «فرشید» درمی‌آید، بی‌آنکه از گذشته وی چیزی بداند. «فرشید» که دچار اختلال شخصیتی آنتی سوشیال (ضداجتماعی) است. دکتر معالج «نازنین» را وحشیانه می‌کشد و...

مشاهده فیلم

چشم عقاب

چشم عقاب

گرگیج، سردسته گروهی از قاچاقچیان مواد مخدر، پس از کشتن برادر فرمانده پاسگاه منطقه‌ای در سیستان و بلوچستان که یک سرگرد نیروی انتظامی است، دستور قتل همسر یکی از زیردستانش به نام زایلی را نیز به دلیل امتناع از حمل اسلحه قاچاق صادر می‌کند...

مشاهده فیلم

نفوذی

نفوذی

داستان زندگی اسیری را روایت می‌کند که بعد از ۲۰ سال به وطن بازگشته است. او وقتی به ایران می‌رسد دستگیر و زندانی می‌شود و این سرآغاز ماجراهای جدیدی است. سال ۱۳۸۲، فریدون کیان فر همراه با عده‌ای دیگر از اسیران جنگی به‌جامانده در عراق، به ایران بازگردانده می‌شوند. دو نفر از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی او را به دلیل این‌که مشهور به جاسوسی، پیوستن به سازمان مجاهدین و نقش داشتن در شهادت عده‌ای از اسیران ایرانی بوده، بازداشت و بازجویی می‌کنند...

مشاهده فیلم