هاری

هاری

من خطر کردم که همه چی درست شه یا هیچی … هر کاری می کنم واسه خاطر بچمونه که تو کوچه هایی که من بزرگ شدم بزرگ نشه …

مشاهده فیلم

در آرزوی ازدواج

در آرزوی ازدواج

پسری بانام جهانگیر پس از پایان خدمت سربازی تصمیم دارد با دختری به نام ناهید ازدواج کند. اما پدر ناهید شرط ازدواج را داشتن کار مناسب تعیین می‌کند. جهانگیر که در مهلت تعیین‌شده موفق به پیدا کردن کار نشده از پدر بازنشسته‌اش (ماشاالله خان) کمک می‌طلبد. ماشاالله خان تصور می‌کند که به خاطر خدمت صادقانه‌اش در دستگاه اداری، فرزند او را استخدام می‌کنند. با این نیت به‌به مرکز می‌آید تا از رئیس کارگزینی استمداد جوید. در مرکز به دام واسطه‌ای می‌افتد که مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد و…

مشاهده فیلم

نسل سوخته

نسل سوخته

دختر جوانی به نام ستاره اسدی در عمارت یکی از آخرین شاهزادگان قاجار به عنوان پرستار امیربهادر، پسر معلول شاهزاده، مشغول به کار می شود. طی چند روز شاهزاده پیر و خواجه خانه مجذوب ستاره می شوند و عفت، کلفت خانه که فقط سه روز صیغه شاهزاده بوده، با حضور ستاره دچار حسادت می شود. امیربهادر، به مرور سلامتی خود را بازمی یابد و اسرار شاهزاده را به صورت مکتوب فاش می کند. عفت به جرم خیانت و بازگو کردن حقایق به امیربهادر، توسط شاهزاده پیر از بالای عمارت به پایین پرتاب می شود. امیربهادر که در واقع پسرخوانده شاهزاده است مورد غضب شاهزاده قرار می گیرد و شاهزاده در تلافی جواب منفی ستاره در مقابل عشق او، دستور می دهد چشم های امیربهادر توسط خواجه کور شود و...

مشاهده فیلم

تعطیلات تابستانی

تعطیلات تابستانی

رامین و امین دو برادر دوقلو هستند که تفاوت‌های زیادی باهم دارند. امین شاگرداول مدرسه در درس‌هایش موفق است، نقطه مقابل آن رامین که هرسال تجدیدی میاورد و تابستان برای کار به مکانیکی اوس جمال برای کار می‌رود، تا این‌که پدر رامین را تهدید می‌کند که اگر امسال تجدید شود باید برای همیشه به مکانیکی اوس جمال و نزد ذبیح برود، رامین از ترس مکانیکی اوس جمال شب و روز درس می‌خواند بااین‌حال دوتا تجدید میاورد و برادرش امین شاگرداول می شود، رامین در روز گرفتن کارنامه خود به مدرسه‌رفته جای اسم‌های خودشان رو روی کارنامه عوض می‌کند و...

مشاهده فیلم

گنجشک و قناری

گنجشک و قناری

منصور راننده تاکسی است که با مادر پیرش زندگی می‌کند و برادرش مسعود بعد از ۱۵ سال از خارج به ایران می‌آید. او مخترع انژکتور کم مصرف است و یک شرکت با او قرارداد کار بسته، ولی عده‌ای به سرکردگی فردی خارجی قصد دارند کاری کنند که اختراع او در ایران تولید انبوه نشود. آنان منصور را که لباس مسعود را پوشیده به جای مهندس گروگان می‌گیرند و در عوض مهندس واقعی را به خیال اینکه منصور است راهی جلسه می‌کنند تا اینکه…

مشاهده فیلم