روسری آبی

روسری آبی

"رسول رحمانی" مالک یک مزرعه گوجه‌فرنگی است و کارخانه‌ای هم در کنار آن دارد. او که چند سال پیش همسرش را از دست داده‌ است، تنها زندگی می‌کند. «نوبر کردانی» زنی است که سرپرستی خانواده‌اش را به عهده دارد و ناچار است کار کند. او به همراه چند زن دیگر برای کار در مزرعه انتخاب می‌شود و…

مشاهده فیلم

هاری

هاری

من خطر کردم که همه چی درست شه یا هیچی … هر کاری می کنم واسه خاطر بچمونه که تو کوچه هایی که من بزرگ شدم بزرگ نشه …

مشاهده فیلم

دخیل

دخیل

مردی به دنبال یافتن طبیبی جهت معالجه دخترش «ستاره» وارد روستایی می‌شود و...

مشاهده فیلم

دت یعنی دختر

دت یعنی دختر

شوان در یک مجتمع کارگری مسئول تهیه‌ی آذوقه و نگهبان وسایل زندگی کارگران اهل لرستان است. بلوط خواهر شوان دچار بهت‌زدگی می‌شود و پدر شوان برای مداوای دخترش او را به شهر می‌برد و به هر دری می‌زند؛ اما سرانجام بی‌آنکه نتیجه‌ای گرفته باشد دختر را به روستای محل سکونتش بازمی‌گرداند و...

مشاهده فیلم

مدرک جرم

مدرک جرم

پیش از انقلاب هنگام بازدید نخست‌وزیر از شهرداری، عده‌ای از کارمندان با وی عکس یادگاری انداخته‌اند. پس از انقلاب عده‌ای زمین‌خوار و دلال، که به‌عکس مزبور دست‌یافته‌اند یکی از کارمندان به نام نعمت خادم‌زاده را تهدید می‌کنند تا در معاملهٔ غیرقانونی زمین به آنان کمک کند وگرنه آنان عکس را در اختیار «هیئت پاک‌سازی» قرار خواهند داد. خادم‌زاده، که لحظه‌به‌لحظه اخبار اعدام منسوبان رژیم گذشته را از رادیو و گوشه و کنار دنبال می‌کند مدتی پنهان می‌شود تا سرانجام به پیشنهاد همسرش با نوشتن نامه‌ای به دادستانی ماجرا را شرح می‌دهد. اما روزی که مأمور دادستانی برای ابلاغ حکم برائت او می‌آید، خادم‌زاده از ترس می‌گریزد اما در حال فرار خبر حکم برائت و ترفیع مقامش را، به دلیل حسن خدمت، می‌شنود.

مشاهده فیلم