فرار

فرار

با آغاز جنگ ایران و عراق پسر آقا کمال که تازه ازدواج‌کرده است به جبهه می‌رود و شهید می‌شود اما علی پسر آقا رحمت که در همسایگی آن‌هاست تاب مشکلات زندگی را ندارد و به‌طور غیرقانونی از مرز می‌گذرد و به آلمان غربی می‌رود. در آنجا با شخصی به نام مصطفی که سال‌ها پیش به اروپا رفته و با جیب‌بری زندگی می‌کند آشنا می‌شود. علی پس از مدتی زندگی در وطن را ترجیح می‌دهد و...

مشاهده فیلم

موج طوفان

موج طوفان

دریکی از بندرها جنوب صیادی به نام عاشور بزرگ‌ترین مروارید را صید می‌کند. سودجویان و دلال‌های مروارید درصددند تا مروارید را از چنگ او درآورند. بین عاشور و دلال‌ها نزاع سختی درمی‌گیرد. عاشور ناخواسته یکی از آن‌ها را به قتل می‌رساند و به همراه همسر و فرزندش می‌گریزد. دلال‌های مروارید با اجیر کردن فردی به تعقیب او می‌پردازند. اهالی روستای ساحلی ابتدا با عاشور همدردی می‌کنند و سپس همراه او بر ضد باند دلالان و سودجویان می‌شورند و...

مشاهده فیلم

مردی در آینه

مردی در آینه

عبدالله خان برزو، از بازماندگان خانوادهٔ اشرافی برزو، در جریان شکار، با توطئه خواهرش اشرف و قباد، پسر اشرف و رحمان، مباشر خانواده، به قتل می‌رسد و...

مشاهده فیلم

یکی از میان همه

یکی از میان همه

نیلوفر و نرگس بدون اطلاع همسرانشان مجبور به سفری ناخواسته می‌شوند اما همسرانشان در تعقیب آن‌ها...

مشاهده فیلم

مشت

مشت

احمد خیرآبادی، پس از زخمی شدن در جبهه جنگ برای مداوا و استراحت به تهران برمی‌گردد. پدر احمد فوت کرده و مادرش به کمک او نیاز دارد. احمد در کارخانه‌ای مشغول به کار می‌شود و درمی‌یابد که صاحب کارخانه، انصاری از راه تقلب و احتکار به مال‌اندوزی مشغول است. او در جمع کارگران انصاری را افشا می‌کند اما...

مشاهده فیلم