پناهنده

پناهنده

«بنفشه» و «سعید» زن‌وشوهری هستند که ده سال را در خارج از کشور با فعالیت در گروه‌های مخالف سپری کرده‌اند، به‌رغم مخالفت مافوقشان معروف به زاپاتا به ایران فرار می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند که زاپاتا کشته‌شده است. درحالی‌که او برای کشتن یا بازگرداندن آن‌ها به ایران آمده است. «سعید» و «بنفشه» به‌طور اتفاقی با «علی» یک بسیجی کهنه‌کار و راسخ آشنا می‌شوند و...

مشاهده فیلم

پا‌پیتال

پا‌پیتال

مریم زادمهر وکیل موفقی است. یکی از موکل‌های او به نام عطیه توسط همسرش جلیل که مشکوک به بیماری پارانویاست کتک می‌خورد اما...

مشاهده فیلم

رسوایی ۲

رسوایی ۲

«به خودتان تکان بدهید تا خدا تکانتان نداده.» این جمله‌ای است که حاجی یوسف، پیرمرد زاهد شهر با دیدن آسیب‌های اجتماعی به مردم و مسئولین گوشزد می‌کند اما برخی او را جدی نمی‌گیرند و برخی نیز با شایعه وقوع زلزله و عذاب دستمایه شروع داستان را فراهم می‌کنند...

مشاهده فیلم

شرایط عینی

شرایط عینی

مهندس انصاری سرپرستی کارهای ساختمانی یک سد را به عهده دارد. اعضای یک گروه مسلح به او هشدار می‌دهند که از ادامه کار خودداری ورزد. انصاری که اعتنایی به تهدیدها ندارد دستگیر و در زیر زمینی زندانی می‌شود تا...

مشاهده فیلم

پسران آجری

پسران آجری

امید و محسن و صفا پسران سرراهی هستند که در محله ای به نام آجری و با حمایت آقای اتابکی بزرگ شده‌اند. امید به ماهور، دختری که به او درس زبان فرانسه می‌داد، دل می‌بازد. پس از مدتی امید برای خواستگاری نزد خانواده ماهور می‌رود و با مخالفت پدر ماهور، مهندس اعتمادی، روبرو می‌شود و...

مشاهده فیلم