عشقولانس

عشقولانس

امیر در دانشگاه درس می‌خواند و برای تمام دوستانش نسخه ازدواج می‌پیچد و عاشق می‌شوند ولی خودش اصلا اعتقادی به عشق ندارد و می‌گوید که خرافات است. یک روز بر سر عشق شرط‌بندی می‌کند و او در این شرط‌بندی....

مشاهده فیلم

فرار

فرار

با آغاز جنگ ایران و عراق پسر آقا کمال که تازه ازدواج‌کرده است به جبهه می‌رود و شهید می‌شود اما علی پسر آقا رحمت که در همسایگی آن‌هاست تاب مشکلات زندگی را ندارد و به‌طور غیرقانونی از مرز می‌گذرد و به آلمان غربی می‌رود. در آنجا با شخصی به نام مصطفی که سال‌ها پیش به اروپا رفته و با جیب‌بری زندگی می‌کند آشنا می‌شود. علی پس از مدتی زندگی در وطن را ترجیح می‌دهد و...

مشاهده فیلم

گل مریم

گل مریم

خسرو دهقان صاحب یک شرکت خصوصی که پروژه احداث جاده بر روی دریاچه ارومیه را در دست دارد به‌رغم مخالفت‌های خانواده‌اش با مریم همکار خود ازدواج‌کرده است و...

مشاهده فیلم

ملخ زدگان

ملخ زدگان

مزارع پر محصول یک روستای کویری، در فصل برداشت گندم است. تلاش اهالی برای دفع ملخ‌ها بی‌نتیجه می‌ماند و محصول نابود می‌شود. چند تن از اهالی که تاب تحمل این ضربهٔ اقتصادی و روحی را ندارند، خود را ملخ می‌پندارند و در جست‌وجوی گندم راهی بیابان‌ها و گندمزارها می‌شوند؛ و موقعی که مزارع را خالی می‌بینند با هجوم به روستا اموال مردم را غارت می‌کنند. اهالی ابتدا با آن‌ها مدارا می‌کنند، سپس در مرافعه‌ای خونین ملخ زدگان (ملخ شدگان) را از پا درمی‌آورند. با نابودی آن‌ها روستا آرامش خود را بازمی‌یابد.

مشاهده فیلم

مهاجران

مهاجران

در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ مهاجران بسیاری برای کار در کمپانی نفت جنوب راهی آن منطقه می‌شوند. «کرامت» و «طلعت» نیز به امید زندگی بهتر روانه‌ی جنوب می‌شوند. اما «طلعت» به بیماری جزام مبتلا می‌شود و «کرامت» اجباراً در حاشیه‌ی شهر قهوه‌خانه‌ای دایر می‌کند. مأموران اداره‌ی بهداشت و راهزنان بومی لحظه‌ای آن دو را آسوده نمی‌گذارند. یک دختر مهاجر به نام «منظر» ناخواسته در پی مرگ پدر و مادرش، مقیم قهوه‌خانه و همدم آن دو می‌شود. «طلعت» حامله است و «کرامت» بی‌اعتنا به مصلحت‌اندیشی‌های دوستش «موسی»، همچنان درماندن پافشاری می‌کند. حال او باید با مأموران کمپانی و راهزنان بومی مبارزه کند و...

مشاهده فیلم

فیلم‌های ایرانی