یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود

ایرج که همراه همسرش نرگس و تنها پسرشان آرش در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌کند، نامه‌ای دریافت می‌کند که در آن بچه‌ای بیمار از او کمک خواسته است. ایرج این نامه را شوخی تلقی می‌کند و همراه دایی (برادر همسرش) با اتومبیلش به‌طرف شمال حرکت می‌کند و زمانی که از یک تونل می‌گذرند خود را در فضایی غریب و روبروی کلبه‌ای می‌یابند و برای فرار از باران شدید به درون کلبه می‌روند که کسی در آن نیست ولی مدتی بعد میهمانان دیگری سروکله‌شان پیدا می‌شود و...

مشاهده فیلم

بید و باد

بید و باد

در روستایی دورافتاده، معلم مدرسه پسربچه‌ای را که شیشه‌ای شکسته از کلاس بیرون می‌کند و به او تأکید می‌کند که تا شیشه‌ای جای آن نگذارد حق آمدن به کلاس را ندارد اما...

مشاهده فیلم

تارزن و تارزان

تارزن و تارزان

سهند آذرنیا پیرمردی است که کارخانه ساخت اسباب‌بازی دارد. او بسیار علاقه‌مند به ساخت عروسک‌هائی است که ریشه در قصه‌های ایرانی دارند، اما مدیر فروش کارخانه که پسر خواهرزن پیرمرد (سلم قلی) نیز هست سخت علاقه‌مند تولید اسباب‌بازی‌های غربی است به همین دلیل سعی می‌کند…

مشاهده فیلم

روزی که حسنی مرد شد

روزی که حسنی مرد شد

حسنی، پسرک فقیر، با مادر خود روزگار را به‌سختی و تنگدستی می‌گذراند. روزی او برای فروش بز خود، به بازار می‌رود. درراه به جادوگری برخورد می‌کند که بز را درازای یک بطری دود، از حسنی می‌خرد. بطری، ستونی از دود در حیاط خانه حسنی تشکیل می‌دهد که حسنی را به آسمان می‌برد و...

مشاهده فیلم

کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه

کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه

بر اثر حادثه‌ای خانه‌ی آقای مجری منفجر شده است و حالا کلاه قرمزی و پسرخاله و پسرعمه‌زا، آواره کوچه و خیابان شده‌اند و به سختی زندگی می‌کنند. کلاه قرمزی که آرزو دارد خوشبخت شود، یک روز یک بچه قنداقی گمشده را پیدا می‌کند. او باید مادر بچه را پیدا کند... کارگردان: ایرج طهماسب تهیه‌کننده: حمید مدرسی نویسندگان: ایرج طهماسب و حمید جبلی

مشاهده فیلم