گشت ۲

گشت ۲

بعد از ۵ سال حسن و عباس از زندان آزاد می‌شوند و عطا هم از کما بیرون می‌آید و زنده می‌ماند و گروه قدیمی دوباره تشکیل می‌شود. آن‌ها مدتی دنبال کار می‌گردند، اما موفق نمی‌شوند و تصمیم می‌گیرند مسیر گذشته‌شان را ادامه دهند، اما...

مشاهده فیلم

پاستاریونی

پاستاریونی

نوجوانی به نام کوشان که از بچگی در اصفهان بزرگ شده است، وقتی رستوران پدرش در تهران ورشکسته می‌شود، تصمیم می‌گیرد که به کمک او آمده و یک بریانی (غذای سنتی و مشهور اصفهان) به جای رستوران فست فود پدرش باز کند. رستورانی که به دلیل یک رقیب بسیار قدرتمند و مجلل در آن گوشه خیابان، پاستا دا پیتزا، رونق خود را از دست داده است. اما در حالی‌که آن‌ها با تغییرات جدید هم از پس رقیب خود برنمی‌آیند و کم‌کم امید خود را از دست می‌دهند، اتفاقی می‌افتد که رونق را به رستوران آن‌ها برمی‌گرداند...

مشاهده فیلم

چهار انگشت

چهار انگشت

مردی مذهبی و متصل به بدنه حاکمیت به نام احد فاتحه‌ای به کمک مدیر برنامه خود نادر ایستاده به نام سفر به مکه راهی کامبوج می‌شود تا زن صیغه‌ای خود را ملاقات کند، اما متوجه می‌شود همسر موقتش بدون اطلاع او به تایلند رفته است. او به همراه نادر به تایلند می رود تا همسرش را پیدا کند، اما در آنجا اتفاقاتی پیش می‌آید که هیچ کس انتظارش را ندارد...

مشاهده فیلم

هزارپا: قسمت ۱

هزارپا: قسمت ۱

رضا و دوستش منصور که به کیف‌قاپی مشغول هستند، از طریق صحبت‌های مادران‌شان متوجه می‌شوند که دختر فردی پولدار که مدیر آسایشگاه جانبازان است و برادرش هم شهید شده است، نذر کرده که حتما با یک جانباز ازدواج کند. رضا که یک پای خود را در تصادف از دست داده است و از پای مصنوعی استفاده می‌کند، فکری به سرش می‌زند تا از این موقعیت به نفع خود بهره ببرد، اما در ادامه اتفاقات غیرمنتظره‌ای برای او می‌افتد...

مشاهده فیلم

سفر خوش

سفر خوش

«لطفعلی‌خان سخاوت» پیرمرد ثروتمند و خسیسی است که ماهی یک‌بار سکته می‌کند. وی یک پسر قلچماق و لوطی مسلک به نام اکبر و سه دختر و سه داماد دارد که آرزوی مرگ وی رادارند. از طرفی یک جوان ساده و دست و دل‌باز به نام «پیروز» نیز خواستگار دختر کوچک او «توران» است. «بهروز» و «فیروز» دامادهای «لطفعلی‌خان» پدرزن خود را به کیش دعوت می‌کنند تا شاید با عدم اجرای دستورات دکتر، او را بکشند و ...

مشاهده فیلم