یه حبه قند

یه حبه قند

کوچکترین دختر از خانواده‌ای بزرگ و پرجمعیت قرار است ازدواج کند. همه فامیل در خانه باغ قدیمی و باصفای پدر خانواده جمع می‌شوند تا مقدمات عروسی را آماده کنند. این اقامت برای خواهران و باجناق‌ها شاید دردسر باشد ولی برای بچه‌ها یک آرزوی بزرگ است. کم کم همه چیز آماده برگزاری عروسی می‌شود، اما اتفاقی ناگوار در انتظار این خانواده است...

مشاهده فیلم

سامورایی در برلین

سامورایی در برلین

سه نفر خلافکار خرده‌پا که کارشان زنده کردن چک و شرخری و غیره می‌باشد، برای یک مورد کاری مربوط به سند زمین به برلین می‌روند، اما کم کم وارد ماجرای پیچیده‌تری می‌شوند...

مشاهده فیلم

کلمبوس

کلمبوس

حشمت الله خان به همراه دو فرزندش و عروس و داماد و نوه‌هایش در یک خانه بزرگ و قدیمی زندگی می‌کنند و قصد مهاجرت به آمریکا دارند. فرزند سوم او مدت هاست که در شهر کلمبوس آمریکا زندگی می‌کند و با کمک برادر خود منوچهر که در ایران دفتر مهاجرت دارد ظاهرا پیگیر انجام مقدمات مهاجرت سایر اعضای خانواده است. اما با صادر نشدن گرین کارت بعضی از اعضای خانواده کم کم گرفتاری‌های آن‌ها شروع می‌شود، در حالی که خبر ندارند اصل ماجرای مهاجرت از چه قرار است...

مشاهده فیلم

سفر خوش

سفر خوش

«لطفعلی‌خان سخاوت» پیرمرد ثروتمند و خسیسی است که ماهی یک‌بار سکته می‌کند. وی یک پسر قلچماق و لوطی مسلک به نام اکبر و سه دختر و سه داماد دارد که آرزوی مرگ وی رادارند. از طرفی یک جوان ساده و دست و دل‌باز به نام «پیروز» نیز خواستگار دختر کوچک او «توران» است. «بهروز» و «فیروز» دامادهای «لطفعلی‌خان» پدرزن خود را به کیش دعوت می‌کنند تا شاید با عدم اجرای دستورات دکتر، او را بکشند و ...

مشاهده فیلم

آقای زرنگ

آقای زرنگ

فرشید که به سن ازدواج رسیده دائماً با برادرش مقایسه شده و از سوی خانواده سرکوفت می‌خورد. وی به‌صورت اتفاقی دختر هم‌محله‌ای سابقش را دیده و عاشق او می‌شود و از والدینش می‌خواهد به خواستگاری او بروند. اما آن‌ها معتقدند چون پسرشان کاری ندارد، پس نمی‌تواند ازدواج کند اما…

مشاهده فیلم