در آرزوی ازدواج

در آرزوی ازدواج

پسری بانام جهانگیر پس از پایان خدمت سربازی تصمیم دارد با دختری به نام ناهید ازدواج کند. اما پدر ناهید شرط ازدواج را داشتن کار مناسب تعیین می‌کند. جهانگیر که در مهلت تعیین‌شده موفق به پیدا کردن کار نشده از پدر بازنشسته‌اش (ماشاالله خان) کمک می‌طلبد. ماشاالله خان تصور می‌کند که به خاطر خدمت صادقانه‌اش در دستگاه اداری، فرزند او را استخدام می‌کنند. با این نیت به‌به مرکز می‌آید تا از رئیس کارگزینی استمداد جوید. در مرکز به دام واسطه‌ای می‌افتد که مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد و…

مشاهده فیلم

گل مریم

گل مریم

خسرو دهقان صاحب یک شرکت خصوصی که پروژه احداث جاده بر روی دریاچه ارومیه را در دست دارد به‌رغم مخالفت‌های خانواده‌اش با مریم همکار خود ازدواج‌کرده است و...

مشاهده فیلم

مهاجران

مهاجران

در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ مهاجران بسیاری برای کار در کمپانی نفت جنوب راهی آن منطقه می‌شوند. «کرامت» و «طلعت» نیز به امید زندگی بهتر روانه‌ی جنوب می‌شوند. اما «طلعت» به بیماری جزام مبتلا می‌شود و «کرامت» اجباراً در حاشیه‌ی شهر قهوه‌خانه‌ای دایر می‌کند. مأموران اداره‌ی بهداشت و راهزنان بومی لحظه‌ای آن دو را آسوده نمی‌گذارند. یک دختر مهاجر به نام «منظر» ناخواسته در پی مرگ پدر و مادرش، مقیم قهوه‌خانه و همدم آن دو می‌شود. «طلعت» حامله است و «کرامت» بی‌اعتنا به مصلحت‌اندیشی‌های دوستش «موسی»، همچنان درماندن پافشاری می‌کند. حال او باید با مأموران کمپانی و راهزنان بومی مبارزه کند و...

مشاهده فیلم

رقص خاک

رقص خاک

نوجوانی به نام ایلیا، تنها و بی‌کس، در کوره‌پز خانه‌ای قدیمی کار و زندگی می‌کند. دخترکی به نام لیمو، که با مادرش در همان کوره‌پز خانه به کار مشغول است، با ایلیا دوست می‌شود و...

مشاهده فیلم

سفر خوش

سفر خوش

«لطفعلی‌خان سخاوت» پیرمرد ثروتمند و خسیسی است که ماهی یک‌بار سکته می‌کند. وی یک پسر قلچماق و لوطی مسلک به نام اکبر و سه دختر و سه داماد دارد که آرزوی مرگ وی رادارند. از طرفی یک جوان ساده و دست و دل‌باز به نام «پیروز» نیز خواستگار دختر کوچک او «توران» است. «بهروز» و «فیروز» دامادهای «لطفعلی‌خان» پدرزن خود را به کیش دعوت می‌کنند تا شاید با عدم اجرای دستورات دکتر، او را بکشند و ...

مشاهده فیلم