مسلخ

مسلخ

داستان زوجی جوان به نام‌های آوا و آرش را روایت می‌کند که قبل از پیوند زناشویی، دختر شرطی را برای ازدواج در نظر می‌گیرد، اما بر اساس شرایط کاری آرش امکان پای‌بندی به این شرط وجود ندارد و پای مردی به زندگی این زوج جوان باز می‌شود ...

مشاهده فیلم

دت یعنی دختر

دت یعنی دختر

شوان در یک مجتمع کارگری مسئول تهیه‌ی آذوقه و نگهبان وسایل زندگی کارگران اهل لرستان است. بلوط خواهر شوان دچار بهت‌زدگی می‌شود و پدر شوان برای مداوای دخترش او را به شهر می‌برد و به هر دری می‌زند؛ اما سرانجام بی‌آنکه نتیجه‌ای گرفته باشد دختر را به روستای محل سکونتش بازمی‌گرداند و...

مشاهده فیلم

اسکادران عشق

اسکادران عشق

فرید (علی فرهبد) فرزند یک خلبان هواپیمای کوچک سم‌پاش که به‌تازگی به ایران آمده قرار است همراه پدر برای آفت زدایی مزارع به یک منطقه در سیستان و بلوچستان بروند. فرید قصد دارد با همسرش مریم (پرند زاهدی) با هواپیمای سم‌پاشی از طریق مرز پاکستان به آمریکا نزد مادرش برود، او برای انجام نقشه‌اش مجبور به همکاری با قاچاقچیان اشیاء عتیقه می‌شود و ...

مشاهده فیلم

گنج

گنج

«شازده» برای یافتن میراث و عظمت بربادرفتهٔ اجدادش به دنبال جوانی است تا او را در سفر مخاطره‌آمیزی که در پیش دارد یاری کند. رسول، پیشکار شازده، کفاش جوانی به نام اسماعیل را به شازده معرفی می‌کند. آن‌ها به راه می‌افتند و از مسیری دشوار به‌سوی قلعه‌ای می‌روند. هرچه بر دشواری راه افزوده می‌شود بر نزاع‌ها و بگومگوهای آنان نیز اضافه می‌شود ...

مشاهده فیلم

نسل سوخته

نسل سوخته

دختر جوانی به نام ستاره اسدی در عمارت یکی از آخرین شاهزادگان قاجار به عنوان پرستار امیربهادر، پسر معلول شاهزاده، مشغول به کار می شود. طی چند روز شاهزاده پیر و خواجه خانه مجذوب ستاره می شوند و عفت، کلفت خانه که فقط سه روز صیغه شاهزاده بوده، با حضور ستاره دچار حسادت می شود. امیربهادر، به مرور سلامتی خود را بازمی یابد و اسرار شاهزاده را به صورت مکتوب فاش می کند. عفت به جرم خیانت و بازگو کردن حقایق به امیربهادر، توسط شاهزاده پیر از بالای عمارت به پایین پرتاب می شود. امیربهادر که در واقع پسرخوانده شاهزاده است مورد غضب شاهزاده قرار می گیرد و شاهزاده در تلافی جواب منفی ستاره در مقابل عشق او، دستور می دهد چشم های امیربهادر توسط خواجه کور شود و...

مشاهده فیلم